زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه صد و بیست و هشتم

1393/9/23 9:03
نویسنده : الی
721 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز مامان

خوبی؟

حال مامانت که خوب نیست ... حال بابات هم که تعریفی نداره

دو هفته از رفتن مامان بزرگت میگذره و ما فقط ظاهرا خوبیم ... یه غم بزرگ رو تو دلمون مخفی میکنیم که بقیه زودتر خوب بشن

نیومدم که از دلتنگیام بگم

اومدم نصیحتت کنم

اومدم بهت بگم  عزیز دل مامان   اگه یه روزی پاتو به این دنیا گذاشتی و با ادمای جورواجورش دمخور شدی

اینو بدون که زیادی خوب بودن کار دستت میده .. نمیتونم بگم خوب نباش و ظلم کن

ولی خوب بودن زیادی هم یه روز باعث عذابت میشه

عزیز دلم ... مامانت یه زخم دیگه خورده که نمیدونه باید چیکار کنه

ادمایی که دوسشون داشتم و بهشون محبت میکردم منو دشمن خودشون میدونن و من هر چی میگردم دنبال علت نمیتونم پیداش کنم

ادمایی که فقط به خودشون فکر میکنن و فقط خودشون رو درست میدونن به مامانت تهمت میزنن

فحش میدن و متهمم میکنن که من و خونوادم از ناراحتی های اونا خوشحال میشم

کی از دل من خبر داره... کی از داغی که مامانیت  از رفتنت به دلم گذاشت  خبر داره

منو متهم میکنن که دنبال نابودی اونا هستم

عزیز دلم خسته ام ... از این دنیا و ادمای نحسش خسته ام

از قاطی شدن ادمای خوب و بد خستم

از شکست پی در پی مهربونیای خودم خسته ام

اما ذات من همینه ... حتما ذات تو هم همینطور خوب میشه

من از زندگی و مرگ مامانی یاد گرفتم که خوب بودن کجا به دردم میخوره

اما روحم رو فرسایش دادن .... لطافت و همه احساسای قشنگ منو پامال کردن

دلم نمیخواد و نمیتونم به تو بگم خوب نباش .. مهربون نباش ... از احساسای پاکت برای مردم خرج نکن

فقط میتونم بهت بگم مواظب خودت باش

پسندها (2)

نظرات (3)

نسیم
23 آذر 93 16:23
عزیزم چرا انقد ناراحت وباغصه نوشتی تو فکر نباش خدای که بالا سر ماست حواسش به ماهم هست یه روزی که انشاالله دور نیست خوشحالمون میکنه همه حرفایی که دیگران بهت بزن وفراموش کن وبا همسرت زندگیت وبکن اگه میشه به منم رمز وبدید اگه اشکالی نداره
الی
پاسخ
سلام عزیزم این روزا حالم از نامردیها گرفته است شاید مطلب رمز دارم رو بعدا باز کردم ولی فعلا صرفا برای خودم نوشتمش
شیما
24 آذر 93 12:29
سلام الی عزیز. همیشه بعد یه وقفه وقتی میخوام بهت سر بزنم انتظار کلی تغییر شاد رو دارم ولی برعکس میشه. درگذشت عزیزتون رو تسلیت میگم... و راجبه دل نوشته آخرتون هم جسارت میکنم و نظر میدم: الی عزیزم همیشه کسی هست که چای خوردنتو کتاب خوندنتو نامه نوشتنتو توی سکوت تماشا میکنه. اون ی نفر خیلی دوست داره!!! برای اون ی نفر همیشه قوی باش پی نوشت: اینجانب در شرف ترم آخر تحصیل و بعدش تغییر رشته هستیم اگر دیر به دیر میام دلیل بر غفلت نیست. پی نوشت 2: دوست ندیده ام بسیار شما را دوست میداریم
الی
پاسخ
ممنون دوست ندیده ام
niloofar
28 آذر 93 22:49
من بعد از مدتها اومدم نت و الان دیدم چه اتفاقی افتاده. خدا بیامرزه مادرهمسرت و و به شما هم صبر بده. الی جون نبینم اجازه بدی آدم بدا باعث شن دلت بگیره. بسپارشون به خدا
الی
پاسخ
ممنون عزیزم سعی میکنم در مقابل همین بدا هم خوب باشم اگه خدا کمکم کنه